منزل مبله شیراز   
 خبر روز خبر روز .

خبر روز

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

مجموعه : مجله خبري روز
درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام 

دختر ايراني كه اينروزها خبر خودكشي اش در فضاي مجازي پيچيده است سيلا فرزام يكي از فعال هاي اينستاگرام مي باشد. 

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

خودكشي سيلا فرزام يا فهيميه بايزيدي شاخ اينستاگرام

يكي از افراد مشهور اينستاگرام به اسم سيلا فرزام خودكشي كرد و بنظر ميرسد جانش را از دست داده استخر خودكشي اين دختر جوان از داغ ترين اخبار اين روزهاي اينستاگرام ميان شاخ ها و طرفداران انها است عكس:

 

فيلمي كه سيلا فرزام قبل از انجام خودكشي با در صفحه اينستاگرام خود منتشر كرده بود«به گفته دوستان نزديكش كسي اين فيلم را جدي نگرفته بود!»

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

يكي از به اصطلاح شاخ هاي اينستاگرام به اسم فهيميه بايزيدي مشهور سيلا فرزام خودكشي كرد.اين دختر جوان كه با انواع و اقسام عمل ها و تزريق ژل و انتشار عكس و فيلمهاي آن چناني و همينطور دوستي با ديگر شاخ هاي اينستاگرام دنبال كنندگان زيادي براي خود دست و پا كرده بود روز گذشته

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

خودكشي كرد و جانش را از دست داد. بنظر ميرسد او به علت مشكلات عاطفي كه با نامزدش«دوست پسرش» داشته دست به اين كار زده است.به گفته يكي از دوستان نزديك سيلا فرزام،او با خوردن تعداد زيادي قرص خودكشي كرده و قرار است در روزهاي آينده در مشهد خاكسپاري شود.

درباره خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام

درمورد خودكشي سيلا فرزام دختر ايراني شاخ اينستاگرام ،خودكشي دختر شاخ اينستاگرام،دختران دراينستاگرام،دختران جوان شاخ اينستاگرام،درمورد ستاره هاي مشهور اينستاگرام

 


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۰۵:۲۵ توسط:zxm موضوع:

رابطه پنهاني و شرم آور تازه عروس و مرد همكارش لو رفت

رابطه پنهاني و شرم آور تازه عروس و مرد همكارش لو رفت

مجموعه : مجله خبري روز
رابطه پنهاني و شرم آور تازه عروس و مرد همكارش لو رفت

رابطه پنهاني و شرم آور تازه عروس و مرد همكارش لو رفت 

زني كه فقط 4 ماه از ازدواجش مي گذشت با مردي در فضاي مجازي رابطه برقرار كرد و با او به صورت حضوري دريك بيمارستان همكار شد. آنقدر درگير ناراحتي هاي روحي و رواني خودم بودم كه هيچگاه نفهميدم چرا بجاي يك تصميم عاقلانه دست به خودكشي زدم و تا آستانه مرگ پيش رفتم.

 

آن روزها چنان عاشق «پونه» بودم كه هيچ گاه تصور نمي‌كردم روزي به خاطر نفرت از او اينگونه جانم رابه بازي بگيرم و …جوان 26 ساله اي كه با مشاهده رفتارهاي نامتعارف همسرش دست به خودكشي زده بود درحالي كه بيان مي‌كرد كاش به حرف مادرم گوش مي دادم و عاقلانه ازدواج ميكردم به كارشناس اجتماعي كلانتري فياض بخش مشهد گفت: پدرم كارمند عالي رتبه يكي از ادارات دولتي بودو ما زندگي متوسطي داشتيم.

 

وقتي تحصيلاتم در مقطع متوسطه به پايان رسيد، سه خواهر و برادر بزرگ ترم ازدواج كرده بودند بهمين علت من بيشتر از گذشته مورد دقت پدر ومادرم بودم. حدود يكسال قبل آگهي استخدام يكي از مراكز نظامي را دريك روزنامه ديدم و تصميم گرفتم در آن مركز نظامي اسم نويسي كنم.

 

همه ي مراحل استخدامي رابا موفقيت گذراندم اما از عهده گفتگو پاياني برنيامدم ودر آن مركز استخدام نشدم. اين موضوع تاثير بدي روي روح و روانم گذاشت به طوري‌كه دچار افسردگي شدم,.

 

در همين روزها بود كه براي رهايي از اين شرايط در كلاس آموزش زبان هاي خارجي اسم نويسي كردم. آن جا بود كه با يكي از همكلاسي هايم به اسم پونه آشنا شدم,. تا آن روز هيچ گاه با جنس مخالف رابطه اي نداشتم اما شرايط نامساعد روحي ام باعث شد ناخودآگاه به سمت او كشيده شوم.

 

پونه دختر بزرگ خانواده بودو پدرش كه دريك مغازه كفش فروشي كار مي‌كرد حالات مالي مناسبي نداشت. اين درحالي بود كه پونه هم به نوع پوشش و رعايت حجابش اهميتي نمي داد و با لباس هايي در كلاس حاضر مي شد كه من از ديدن آن حالات خجالت مي كشيدم. در عين حال زماني از خانواده ام خواستم به خواستگاري پونه بروند كه او به من قول داده بود بعد از ازدواج تغيير كند.

 

در شب خواستگاري مادرم با ديدن پونه گفت: «اين‌ها وصله تن ما نيستند و اختلاف فرهنگي و اقتصادي زيادي داريم» ولي من كه كور و كر شده بودم هيچ توجهي به حرف هاي مادرم نكردم و به رابطه ام با پونه ادامه دادم.

 

تا اين‌كه خانواده ام در مقابل اصرارهاي من تاب نياوردند وبر خلاف ميل شان به اين ازدواج رضايت دادند ولي پوشش پونه حتي بعد از برگزاري مراسم عقدكنان نيز تغيير نكرد و بهمين علت ما همواره با يك ديگر درگير مي شديم.

 

چهار ماه زمان نامزدي ما با مشاجره و جر و بحث ادامه يافت تا اين‌كه پونه تصميم گرفت به صورت قراردادي دريك بيمارستان دولتي مشغول كار شود. با آن كه من دريك شركت خصوصي كار ميكردم و درآمد مناسبي هم داشتم اما نتوانستم با پونه مخالفت كنم. مدتي بعد از استخدام پونه در بيمارستان دولتي متوجه شدم,

 

او با فردي در فضاي مجازي تماس دارد. اين بدگماني رهايم نمي‌كرد تا اين‌كه روزي بطور مخفيانه به محل كارش رفتم و وي را ديدم كه با يكي از همكارانش رفتار خيلي صميمانه و سبكي دارد. از برخوردهاي پونه با آن مرد احساس شرم و خجالت مي‌كردم تا اين‌كه فهميدم آن مرد همان كسي است كه در فضاي مجازي

 

با او رابطه دارد ولي پونه موضوع را انكار كرد به طوريكه با يك ديگر درگيري فيزيكي پيدا كرديم و دوباره افسردگي به سراغم آمد. اين بود كه با يك تصميم احمقانه دست به خودكشي زدم اما خوشبختانه با رسيدن به بيمارستان از مرگ نجات يافتم اما اي كاش…!!!


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۷ خرداد ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۰۴:۳۲ توسط:zxm موضوع: